غلامعلى صفايى

304

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

شاهد اين است كه « من » در هردو آيه به معناى « في » است . و الظاهر : مؤلف كتاب تمسك به آيهء اوّل را براى اثبات معناى ظرفيت براى « من » رد مىكند و مىگويد ظاهر و صحيح در « من » در آن آيه اين است كه « من » تبيينيه براى رفع ابهام از « ما » استفهاميه باشد ، مانند « من » در آيهء شريفهء : ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها ( البقرة / 106 ) كه « من » براى بيان معناى مراد از « ما » شرطيه است . التاسع : نهمين معناى « من » همانند معناى « عند » است به طورى كه مىتوان « من » را در كلام حذف كرد و كلمه « عند » جايگزين آن نمود و تغييرى در معناى كلام حاصل نگردد ، اين معنا را ابو عبيده ، نحوى معروف بصرى ذكر كرده است ، مانند آيهء شريفهء : لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً ( آل عمران / 10 ) شاهد : در اين است كه « من اللّه » به معناى « عند اللّه » است . لكن استدلال به اين آيه براى اثبات اين معنا را براى « من » صحيح نيست زيرا در معناى پنجم گذشت كه « من » در اين آيه به معناى بدل است . العاشر : دهمين معناى « من » مترادف با معناى « ربّما : چه بسيار » است البته در جائى كه به « من » كلمه « ما » زائده كافه ملحق شود ، مانند قول أبي حيه نميرى : « إنّا لممّا نضرب الكبش ضربة * على رأسه تلقى اللسان من الفم » « 1 » شاهد : در اين است كه ادعا شده « من » در « لممّا » به معناى « ربّما » است . اين معنا را براى « من » سيرافى و ابن خروف و ابن طاهر و اعلم قائل شده و آن را با اين شعر خواسته‌اند اثبات كنند . در حالى كه ظاهر در شعر اين است كه « من » معناى ابتدائيت داشته و « ما » نيز مصدريه است و جملهء بعد ، مؤول به مصدر و در محل جر مىباشد . و معناى شعر اين گونه است : « همانا ، ما مؤكدا از زدن و قتل رؤساء هستيم » يعنى منشأ ما و اصل ما از كشتن رؤساء است يعنى شاعر از باب مبالغه اين گونه ادعا مىكند كه ما - گويا - براى كشتن رؤساء خلق شده‌ايم .

--> ( 1 ) - ر . ك ، ترجمه و شرح مغني الأديب ، بحث « ما » .